الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

89

تفسير مجمع البيان (فارسى)

ترجمه : و همانا فرستادگان ما با نويد بنزد ابراهيم آمدند و به دو سلام گفتند او هم سلام گفت و طولى نكشيد كه گوسالهء بريانى ( براى پذيرايى آنها ) آورد ( 69 ) و چون ديد كه دستشان بسوى آن دراز نمىشود آنان را ناآشنا شمرد و ترسى در دلش جاى گرفت ، فرستادگان به دو گفتند : نترس كه ما بسوى قوم لوط فرستاده شده‌ايم ( 70 ) و زنش ايستاده بود و از ( تعجب يا خوشحالى ) بخنديد و ما آن زن را به اسحاق و از پى او به يعقوب نويد داديم ( 71 ) زن ( با تعجب ) گفت : واى بر من چگونه من بزايم با آنكه پير زنى هستم و اين شوهرم نيز پير مردى فرتوت است ، براستى كه اين داستان شگفت انگيزى است ( 72 ) به دو گفتند : چگونه از كار خدا تعجب ميكنى ، كه رحمت خدا و بركتهاى او بر شما خاندان ( شامل ) بوده و براستى كه او ستوده و بزرگوار است ( 73 ) و چون ترس از دل ابراهيم بيرون رفت و نويد ( فرزند ) برايش آمد ، با ما دربارهء قوم لوط بمجادله پرداخت ( و در خواست نجاتشان را ميكرد ) ( 74 ) كه براستى ابراهيم بردبار و پر دعا ( يا مهربان ) و مطيع بود ( 75 ) اى ابراهيم از اين ( خواهش ) در گذر كه فرمان پروردگارت در رسيده و عذابى كه بازگشت ندارد بر آنها فرود خواهد آمد ( 76 ) . شرح لغات : حنيذ : بريان شده ، بر وزن فعيل و به معناى مفعول است ، و زجاج گفته : حنيذ به گوشت بريان شده‌اى گويند كه بوسيلهء سنگ داغ بريان شده باشد ، و برخى گفته‌اند : به آن گوشت بريان شده‌اى گويند كه آبش بچكد چنانچه عرب گويد : « احنذ هذا الفرس » يعنى اين اسب را در ريسمان كن تا عرقش بچكد . ايجاس : به معناى احساس است . و گفته شود : « أوجس خوفاً » يعنى ترس را در دل گرفت . بعل : شوهر . و اصل اين لغت به معناى كسى يا چيزى است كه به وضع خود اكتفاء كند و احتياج به ديگرى نداشته باشد ، و از اينرو به نخل خرمايى كه تنها به آب باران اكتفاء كند و احتياجى به آب نهر و چشمه نداشته باشد « بعل » گويند . و به همين اعتبار به صاحب